سیلام

خوبم....دو روزه با این آقا در حال مباحثه می باشم....ایشششش چرا مردا انقدر کم حرفن؟مجبورم جور اونم خودم بکشم..دیشب یه کم حرفیدیم بعد دیدم دیروقته گفتم زیاده روی کردم شما صب باید بیدار شید بریم دیگه...صبح زود بیدار میشه چون محل کارش مرکز استانه.خدارو شکر یه شغل ثابت دولتی داره.

کتاب آیا تو آن گمشده ام هستی رو دانلود کردم دیشب خواستم بخونمش اصلا جذبم نکرد.شاید به خاطر این بود که یه پیش زمینه منفی نسبت به این کتابا داشتم.چند سال قبل یکی بهم گفت این کتابا در خصوص ازدواج زیاد به درد ماها نمیخوره چون بر اساس اعتقادات ما نیست.می گفت باید کتابای نویسنده های وطنی رو بخونیم.نمیدونم چقدر حرفش درسته ولی خب من چند صفحه بیشتر از این کتاب رو نخوندم.کانال تلگرام دکتر خسروی عضوم آدرس ایمیل داره که هر کی سوال داشت ازش بپرسه.در نهایت حتما باهاش یه مشورتی خواهم نمود.چون یه مشکلی هم این وسط وجود داره.وای که زندگی کردن چقدرررررررر سخته....تا وقتی مجردی فقط خودتی و خودت ولی وقتی میخوای زندگی مشترک رو شروع کنی باید خیلی حواستو جمع کنی.سختهههههههچند نفر دور منو گرفتن که خوبه و دست دست نکن و بله رو بده و ...ولی خب شماها میدونید که همه چی به این راحتیا نیست.اون خودشم طفلی خیلی نگرانی داره.مامانش به مامان میگفته که از بابت اینکه من تک دخترم و اینا....میگفته اون هر چیزی که بخواد من باید براش فراهم کنم و چیز زیادی تو دست و بالم نیست.نزدیک ده سال سابقه کار داره ولی مجبور بوده دست خونوادش رو هم بگیره.من این احساس مسئولیتش رو خیلی دوست دارم.دیشبم باز ازم میپرسه رسم و رسوماتتون چطوریه؟در مورد شیربها و اینا...درک میکنمش.مامان میگه مهم اینه که شغل دائمی داره و درامد ماهانه.باقی چیزا بستگی به عرضه خودتون داره

بگذریم

پاشم یه دوش بگیرم بعدشم ببینم میتونم یه کم درس بخونم.والااا...امتحانا از آنچه فکر میکنید به شما نزدیکترند.خاک تو سرشووون

بدرود

منبع : بِ مثل بهار196.
برچسب ها : خیلی